محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1044
تاريخ الطبرى ( فارسي )
سخن از حوادث سال چهارم هجرت آنگاه سال چهارم هجرت درآمد و در صفر همين سال غزوهء رجيع رخ داد . و حكايت آن به روايت قتاده چنان بود كه پس از احد جمعى از مردم عضل و قاره پيش پيمبر آمدند و گفتند : « اسلام و نيكى ميان ما رواج گرفته كسانى از ياران خويش را بفرست تا علم دين و شريعت به ما آموزند و براى ما قرآن بخوانند . » پيمبر ، شش تن از ياران خويش يعنى : مرثد غنوى و خالد بن بكير و عاصم ابن ثابت و خبيب بن عدى و زيد بن دثنه و عبد الله بن طارق را با آنها بفرستاد و سالارى گروه را به مرثد داد . و آنها با مردم عضل و قاره برفتند تا به رجيع رسيدند كه آب طايفهء بنى هذيل بود ، در آنجا مردم عضل و قاره خيانت كردند و بانگ زدند و مردم هذيل را بر ضد فرستادگان پيمبر برانگيختند و آن شش نفر ناگهان خويشتن را در ميان مردم شمشير به دست محصور ديدند و شمشير برگرفتند كه جنگ كنند ، اما مهاجمان گفتند : « به خدا ما نمىخواهيم شما را بكشيم ، بلكه مىخواهيم در مقابل شما چيزى از مكيان بگيريم و قسم مىخوريم و پيمان مىكنيم كه شما را نكشيم . » مرثد غنوى و خالد بن بكير و عاصم بن ثابت گفتند : « ما پيمان مشركان را نمىپذيريم . » و جنگ كردند تا هر سه تن كشته شدند . ولى زيد بن دثنه و خبيب بن عدى و عبد الله بن طارق ملايمت كردند و به زنده ماندن علاقه نشان دادند و تسليم شدند كه مردم هذيل اسيرشان كردند و سوى مكه بردند كه به مكيان بفروشند . و چون به مر الظهران رسيدند ، عبد الله بن طارق دست خويش را از بندر رها كرد و شمشير برگرفت و هذليان از او دور شدند و چندان سنگ زدند كه بمرد و قبر وى در ظهران است .